سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

460

تاريخ ايران ( فارسى )

از تمام ايالات ايران هزاران سرباز جديد زير لواى او جمع شدند . در جلوس تزارنيكلا به تخت يك نمايندهء سياسى روسى بنام شاهزاده منچيكوف به تهران فرستاده شد . انتظار ميرفت كه با شاه صلح‌جوى ايران قرار رضايت‌بخشى داده شود ، ولى شاهزادهء روسى دستوراتى براى واگذارى گوگچه نداشت و ميسيون او براى ترضيهء خاطر تودهء ايران كه كاملا تحريك شده بود كارى صورت نداد . موفقيت‌هاى اوليهء ايران اولين اقدام مخاصمت‌آميز ايرانيان حملهء رئيس موروثى طالش بيك سپاه روس بود كه زوجه‌اش بدست آنها افتاده بود . پس از اين ، حملهء ديگرى به لنكران شد و مستحفظين آن مجبور به تخليهء آنجا شدند . در صحنهء اصلى نبرد روس‌ها حاضر و آماده نبودند و ايرانيان آنها را در اول از جلو راندند . يك رژيمان كامل روسى كه به طرف شوشى رهسپار بود اسير ايرانيان شد و نصف افراد آن به خدمت شاه ايران درآمدند . مسلمانان شهر گنجه پادگان روسى آنجا را قتل‌عام نمودند و ايرانيان تا به دروازه‌هاى تفليس تاخت‌وتاز كردند . ايرانيان بقدرى در عمليات خود پيروزمند بودند كه در عرض كمتر از يك ماه تمام شهرهاى شيروان ، شاخى ، طالش ، گنجه همگى دوباره به تصرف نيروهاى شاه ايران درآمدند . ولى شوشى در مقابل تمام كوششهاى عباس ميرزا مقاومت كرد . جنگ شمكور روسها در ضمن ، يك آرتش خود را در تفليس تمركز داده بودند . اولين جنگى كه بين دو دولت رويداد در حوالى گنجه بود و يك ستون روسى مركب از دو هزار نفر بيك نيروى ايرانى كه از حيث عده خيلى بيشتر بود حمله‌ور شد . سوارنظام ايران بر اثر آتش توپخانهء روس از هم پاشيده رو بهزيمت نهاد و قزاق‌هاى روسى آنها را در پشت خطوط پياده‌نظام ايران تعقيب نمودند . قشون اصلى روس‌ها كه وضعيت را بدين منوال ديد بناى پيشرفت را گذاشت . ايرانيان تارومار شده و توپخانهء خود را بدست دشمن دادند . در اين جنگ محمد ميرزا ( بعدها محمد شاه شد ) كه فرماندهى قوا را داشت بدست قزاق‌ها اسير شد ولى بر اثر شجاعت رئيس شاهسون‌ها نجات يافت .